خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )
6
نهج البلاغة ( فارسى )
و چون كلام شريف و خطاب منيف آن حضرت ولايت پناه عليه صلوات اللّه مشتمل است بر علوم يقينيه و معارف حقيقيه و حقايق فصاحت و دقايق بلاغت و مكنون براعت و مخزون خطابت كه خوض در فهم جزيى از آن « و درك عشر [ ى ] از اعشار آن ميسر نيست الا بمقدمات كه معين باشد در آن لابدست » از ذكر مباحث چند پيش از شروع در مقصود كه آن را مناسبتى باشد بمطلوب . مبحث اول در بيان الفاظ بدانكه هر لفظى كه آن را كسى تعيين كرده باشد از براى معنى آن را موضوع خوانند و آن معنى او را موضوع له گويند و مدلول و مفهوم نيز گويند . و تعيين آن لفظ را بازاى آن معنى وضع گويند و بودن آن لفظ را بر وجهى كه از علم به او علم به آن معنى لازم آيد دلالت وضعيه خوانند خواه آن لفظ عربى باشد و خواه غير عربى . و دلالت لفظ موضوع را بر تمام موضوع له ازين حيثيت كه تمام موضوع له اوست دلالت مطابقى گويند مثل دلالت هر يك از الفاظ زيد و رجل و انسان و مانند آن بر معنى خود . و دلالت لفظ موضوع را بر جزء موضوع له ازين حيثيت كه جزء اوست به شرط آنكه واضع حين وضع اجزاى آن معنى را ملاحظه كرده آن لفظ را از براى آن مجموع من حيث المجموع وضع كرده باشد دلالت تضمنى گويند چون دلالت لفظ مز بر حلو تنها يا بر حامض تنها . و دلالت لفظ موضوع را بر خارج لازم ذهنى موضوع له ازين حيثيت كه خارج لازم ذهنى است دلالت - التزامى گويند چون دلالت لفظ عمى بر بصر . و در دلالت التزامى لزوم ذهنى شرط است
--> ( 1 ) سپه قسمت داخل گيومه را ندارد . ( 2 ) آستانه : صحبت ( ولى بقرينهء بعد معلوم مىشود سهو القلم كاتب است ) . ( 3 ) سپه : هر لفظى را كه كسى تعيين نمايد كرده باشد ( 4 ) هر دو نسخه : لفظ ( 5 ) آستانه در حاشيه : المز بالضم بين الحامض و الحلو . قاموس - سپه در حاشيه : مز ترش و شيرين ( 6 ) آستانه ( و ) ندارد . ( 7 ) سپه : موضوع ( 8 ) آستانه : اعمى